داستان صندلی خالی
توضیحاتی برای داستان صندلی خالی :
تابستونی که گذشت رو نزد استاد ترابیان درس پس دادیم و استاد ما رو با مفهوم مدرنیزم آشنا کرد ، بعد هم از ما خواست که هر یک داستانی با تمامی تکنیک های مدرن که آموختیم بنویسیم و ارائه بدیم ، صندلی خالی هم داستانی بود که من ارائه دادم !
تکنیک های به کار رفته :
تبادر : گرگ در داستان صندلی خالی تبادر هست ، تبادر کسی یا شیئی و یا چیزی است که به ذهن ما مفهوم خاصی را متبادر می کند و با استعاره یا قطعه ی ادبی فرق دارد ، در قطعه ی ادبی نشانه ها حرکت ندارند ولی در داستان نو نشانه ها در حال حرکتند ...
خط روایت دایره ای ( مدور): از یک مکان داستان شروع میشود ، چرخ میزند و انواع صدا ها را به گوش می رساند و برمی گردد سر جای اولش ، خط روایت طولی نیست بلکه دایره ای است !
صداآفرینی : در داستان نو راوی صداهای مختلفی را به گوش میرساند !
رفت و برگشت زمان : در داستان نو رفت و برگشت زمان نباید مثل فلاش بک در داستان های کلاسیک باشد بلکه گذشته باید در زمان حال جاری شود ، بدون هیچ نشانه ای !
هیچ انگاری : انسان در عصر مدرن هیچ گونه کاربرد عقلی یا احساسی ندارد و به یک هیچی میرسد . فقط یک روبات است که احساس موجودیت هم ندارد !
فضا : در داستان مدرن فضا باید فضایی تیره باشد ، صحنه هایی که در ذهن مخاطب ایجاد میشود باید تیره باشند و هم چنین کسالت آور، مخاطب در داستان نو باید چندبار حالت تهوع فلسفی پیدا کند .
سبک لیبرالیسم : در داستان نو به دلیل تبعیت از لیبرالیسم به انسان فقط به عنوان انسان نگاه می شود و نباید هیچ گونه نشانه ای از موقعیت اجتماعی و طبقه ی شخصیت ها داده شود !
با توجه به این تکنیک ها البته بعضی پررنگ و بعضی کم رنگ ، من داستان صندلی خالی را نوشتم و تحویل استاد دادم که نمیدانم تا چه اندازه مورد قبولشان واقع شود !
در زمان آموزش تکنیک تبادر صحنه ای نوشتم و از تبادر استفاده کردم ، که مورد قبول استاد واقع شد و بیان کردند که در تبادر موفق بودم ، برای آشنایی این صحنه ی کوتاه :
زن از درد متوصل می شه به ملحفه ی سبز روی تخت ، زیر لب مدام ذکری رو زمزمه می کنه ، ماهی کوچولو انگار قصد نداره بیاد بیرون ، یا از سیاهی مقنعه ی دکتر می ترسه یا تو هوای اینجا نمیتونه نفس بکشه ، زن همچنان درد می کشه ، دکتر تسلیم نمیشه و به کارش ادامه میده ، ماهی قرمز کوچولو سرید تو دنیا و شروع کرد به دست و پا زدن !
تکنیک هایی که من براتون نوشتم فقط تعدادی از تکنیک های آسان بود ، البته استاد فلسفه ی مدرنیته رو گفتند و معیارها و ویژگی های مدرنیزم رو که به دلیل پیچیدگی و سنگین بودن بحث ترجیح دادم اون ها رو ننویسم براتون و البته خودم هم تا حدودی متوجه بحث شدم !
سلام من پرینازم ، عاشق ادبیات!!عاشق همینگوی هستم!بزرگترین آرزوم توی زندگیم اینه که در آینده بتونم یک نویسنده ی مشهور و بزرگ بشم و جلوی کلی آدم از استادم " آقای ترابیان" تشکر کنم ، با اینکه بچه بودم اما منو قبول کرد و بهم اجازه داد از کلاس هاش بهره بگیرم ، این خودش یک موفقیت بزرگ برای من بود که از همسن هام جلوتر بیوفتم ! همه ی سعی م رو می کنم و اسم تمام کسایی که فرصتشو نداشتن خودشونو نشون بدن زنده می کنم ، یک روز یک تغییر بزرگ توی ادبیات ایجاد می کنم !